نه هر که سر بتراشد قلندری داند *

 عباس علیپور

 

یادداشتی با عنوان «نقدها را بود آیا که عیاری گیرند؟» از آقای میرکمال مصطفوی(؟) در شماره 483 هفته نامه تابان نکات و سوالاتی بر ذهن متبادر می­‌سازد که در پی می­‌آید.

در شماره 482 هفته نامه تابان، آقای خلیل امامی در یادداشتی با عنوان «نقدی بر کتاب قزوین سرزمین روزگاران» انتقادی داشتند بر تالیف و شیوه آن، که اینجانب با بررسی موارد مذکور و بازبینی کتاب یاد شده به همراه کارشناسان این حوزه، به صحت آن بیش از پیش پی بردم. چاپ کتاب عکس ملزوماتی دارد که به اجمال یاد آور می­‌شوم: عکس­‌های با کیفیت، طراحی گرافیک، صفحه آرایی، چیدمان عکس‌­ها، کیفیت بالای چاپ، انتخاب نوع فونت، انتخاب عکس با توجه به قطع کتاب، طراحی جلد و... که به گواه کارشناسان اهل فن، نه تنها در کتاب «قزوین سرزمین روزگارن» هیچ‌کدام از موارد بالا به خوبی رعایت نشده، بلکه در پایین‌ترین سطح ممکن، منتشر و عرضه شده است.

در یادداشت آقای امامی توهین، غرض و عصبیتی دیده نمی‌­شود و تنها به نقد فنی کتاب بسنده شده است. با شناختی که اینجانب و سایر همکاران از آقای امامی داریم، نیک می‌­دانیم که ایشان همواره با شرافت کار و زندگی کرده‌­اند و تا کنون از هیچ‌­گونه امتیاز و انحصارطلبی در جهت منافع شخصی استفاده ننموده و هرگز اعمال نفوذی از طریق منابع قدرت برای بهره برداری از امتیازهای ویژه نداشته‌­اند. حال که سخن از غرض ورزی به میان آوردید؛ پاسخ دهید که آقای امامی و امثال ایشان، دقیقآ به چه چیز یا ویژگی آقای حضرتی غرض داشته‌­اند؟ به شخصیت، موقعیت یا هنر نداشته‌­شان؟

فرافکنی در پاسخ‌گویی یا دفاع منطقی از محتوای کتاب مذکور، با پناه بردن به عکس­های انقلاب، جنگ و شهدا (که تمامی آنها دارای ارزش‌های یکسانی برای همه مردمان ایران عزیر هستند) راه به جایی نبرده و ارائه‌ی آمار بازدید کننده‌ی پانزده هزار نفری (این عدد به طرز عجیبی رند است!) و انتخاب مردم، دلیلی بر کیفیت مطلوب آثار ذکر شده نیست. محصولات عکاسی سال­‌های اخیر آقای حضرتی، نشان دهنده­‌ی عدم تخصص کافی ایشان در این رشته بوده و می­‌توان نتیجه گرفت که آثار مصورشان در سی سال قبل هم چنگی به دل نمی­‌زده است. یادآوری این مسئله ضروری به نظر می­‌رسد که صغر سن نگارنده و آقای امامی نکته منفی در مواجهه با آثار هنری نبوده، همچنان که برای بررسی ویژه­‌گی‌های فرهنگی دوره‌ی قاجاریه، نیاز نیست که شخص سیصد سال عمر داشته باشد.

بیگانه بودن آقای حضرتی با برخی واژه­­‌گان و عبارات متداول در بین عکاسان، خود گواه بر فاصله­‌ی بسیار ایشان به لحاظ تکنیکی و هنری با هنرمندان واقعی­‌ست. عدم کفایت دانش ایشان در این رشته و خروجی آثار عکاسی­‌شان و پافشاری بر هنرمند بودن، همواره موجب ریشخند سایر عکاسان و هنرمندان بوده است.

کیفیت کتاب یاد شده به هیچ عنوان قابل دفاع نبوده و حضرتعالی با دستپاچگی چنان دچار لکنت رفتاری شده­‌اید که با ادبیاتی سخیف سعی در تحقیر آقای امامی و امثال ایشان دارید؛ غافل از اینکه در این شهر هستند کسانی که سره از ناسره تشخیص دهند و مسئولیت آگاهی رسانی به افکار عمومی را بر عهده گیرند. برخی هنربندان که در سابقه‌ی عکاسی­‌شان صرفآ در مقام شاتر زن (کسی که دکمه شاتر دوربین را می­‌فشارد) ظاهر شده‌­اند، به سان میلیون­‌ها نفری هستند که روزانه محصولات عکاسی خریداری می­‌کنند و صاحب دوربین می­‌شوند.

از آنجا که هیچ نشانی از هویت و ماهیت "میرکمال مصطفوی" به دست نیامد؛ استنباط می­‌شود که شخص آقای حضرتی نویسنده‌­ی یادداشت «نقدها را بود آیا که عیاری گیرند؟» هستند؛ اما جای سوال است که چرا یادداشت را با نام خود منتشر نکرده‌­اند؟ بدین سبب زین پس روی سخنم با ایشان است و پرسش­‌هایی دارم که مطرح می­‌کنم:

 

1-     سخن از غوره و مویز فرمودید؛ لطفآ پاسخ دهید، حضرتعالی در چه سنی عکاسی را فرا گرفته‌­اید، که در 13 سالگی به کسوت استادی در آمده و به آموزش مشغول بوده‌­اید؟

2-     آیا نمی‌­دانید که در سنجش امور هنری، کیفیت مهم است و نه کمّیت؟

3-     آیا شما که داعیه‌­دار تبلیغات جاذبه­‌های گردشگری استان هستید؛ در سالیان گذشته نیز محصولات تبلیغاتی بی کیفیت (همانند کتاب قزوین سرزمین روزگاران) تهیه ­نموده‌­اید؟ و آیا پیش از داشتن موهبت مسئولیت در سازمان ایرانگردی و اداره کل میراث فرهنگی، هم دست به تولید چنین آثار درخشانی(!) زده­‌اید؟

4-     چرا شرایط یکسانی برای دیگر عکاسان استان فراهم نیست، تا در این امور وارد شوند؟ آیا استفاده از روابط و امتیازهای خاص، موجب یکه‌‌تازی حضرتعالی در این عرصه شده است؟

5-     آیا متولیان تامین هزینه­‌‌های انتشار کتاب مذکور، که با صرف هزینه­‌‌های گزاف از بیت‌‌المال چاپ شده، حضرتعالی را به خاطر تهیه چنین کتاب بی کیفیتی، مورد مواخذه قرار داده‌‌­اند؟

6-     آیا کیفیت کتاب مذکور، در شأن این همه آثار فرهنگی و تاریخی قزوین بوده و مایه شرمساری نیست؟

7-     آیا حضرتعالی، به این خاطر که در بین عکاسان جایگاهی ندارید و جدی گرفته نمی­‌‌شوید؛ ناراحتید؟

8-     آقای حضرتی به راستی شما که و چه هستید؟ شاعر، ادیب، مورخ، فرهنگ‌‌شناس، داستان‌‌نویس، بازیگر، نویسنده، قزوین‌‌شناس، کارگردان تاتر، معلم، دبیر، عکاس، استاد عکاسی، ...؟

 

و اما در آخر، آقای حضرتی بهتر نیست به خود بیایید و نپندارید چون دوربین عکاسی دارید، عکاس هم هستید؟

هزار نکته باریک‌‌تر ز مو این جاست                نه هر که سر بتراشد قلندری داند

 

* یادداشت فوق جهت انتشار (طبق قانون مطبوعات) به هفته نامه تابان ارائه شده بود که بر خلاف عرف و قانون از انتشار آن سر باز زد.